|
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام ! آخ چقد دلم تنگیده بود واسه خونه ! با اینکه کل امکانات تفریحی به راه بود اونجا از قبیل ایکس باکس و ماهواره و لپتاپ و سریالای لاست و فرار از زندان و .... اوووووووه خسته شدم خلاصه خیلی بودیم ! 2 تا کارت شارژم تموم کردم ! جنبه شارژ ندارم دیگه ! الانم خودم رو بستم به تخت که دیگه اس ام اس بازیم رو کمتر کنم ! خــــــــوب ! شما چطورید ؟ بــــــــه بــــــــه ! آقا به سریال فرار از زندان (Prison Break) هم معتاد شدیم و 6 تا قسمت اولش رو دیدیم و موندیم تو خماری ! تا ببینم کدوم یکی از دوستان میگیره و منم چترش بشم !!! :D والا قبلا یه ابزاری این بقل مقلا داشتیم که شکلک میذاشت ! ولی الان پیداش نمیکنم ! دارم میمیرم بدون این شکلکا ! مجبورم تایپ کنم ! دوستان بلاگفایی دیگه هم میزارن ولی من فک کنم فرق میکنه ابزارم باهاشون ! یه کمکی کنید دوستان بلاگفایی ! حس میکنم نمیتونم حسمو بهتون منتقل کنم ! من شکلک میخوام ! )): بــــــــــذگریم ! خلاصه اینکه این سفرمون هم تموم شد و با کوله باری از تجربه برگشتیم ! خیلیا مارو شناختن و ما هم خیلی ها رو شناختیــــــــــــــــم ! هر چی بود خوب بود ! شارژمم که کلا به باد رفت ! ولی حس میکنم که مفیدترین کاری که با شارژم کردم این 500 تومن آخرش بود ! میگم خیلی خوب میشد اگه همه چیز اونجوری که میخواستــی میشد ... حرف تکراریه ولی واقعا خوب میشدا ! بعضی موقعها تو مغزم فکرای فانتزی میچرخه ! اینکه چی میشد اگه همه چی میدونستم و تو همه ی رشته ها سر رشته داشتم و بهترین بودم ! هیچکی نمیتونه تو همه چیز بهترین باشه ! هیچ کس کامل نیست ... بعضی از رویاها شیرینن ! دوس داری هیچ موقع به واقعیت برنگردی ! تاحالا شده زامبی بشید ؟ نمیدونم شما اسمش رو چی میذارید ولی من بهش میگم زامبی ! بعضی موقعها میبینم که یه ربعی هست که دارم کارامو معمولی انجام میدم و یا بقیه معمولی حرف میزنم ولی اصلا حواسم یه جا دیگست ! وقتی به خودم میام میبینم که همه اینکارارو من انجام دادم بدونم اینکه بهشون فکر کنم ! بدون اینکه یادم بیاد جزئیات کار رو ! معمولا بخاطر مشغولی فکر اینطوری میشه ... منم بیشتر فکرم مشغوله تا زبونم ! اینهمه هم که میبینید تو پستام پر حرفم این فکرمه که داره با شما صحبت میکنه ! تو دنیای واقعی بیشتر سعی میکنم ساکت باشم و بیشتر گوش کنم تا سخنگو باشم ! ولی سعی هم میکنم که خسته کننده هم نباشم دیگه ! همیشه سعی میکنم که تعادل رو برقرار کنم تو رفتارام ... از افراط متنفرم ! واقعا ! تو هر چیز ... تو مذهب ... سیاسی بازی ... آرایش(چه پرش موضوعی !) ... اخلاق ... همه چیز ! تفریط کمتر از افراط بده تو نظرم ! چون تفریط رو شاید از نداشتن دلیل شخصی یا نداشتن موقعیتش بعضی موقعها ایجاد بشه ولی افراط قضیش فرق میکنه !ببخشید یه لحظه شدم معلم اخلاق ! بگذریم ! حالا میخوام یه مشاوره عشقی کنم ! میدونم که همتون تاحالا رابطه داشتید با جنس مخالف .... حالا چه رابطه ی اجتماعی یا چه احساسی ... دقیقا چی میخواستید از نفر مقابلتون ؟ اون از شما چی میخواد ؟ خیلی چیزا عالی میشد اگه میدونستید طرف مقابلتون الان چی میخواد ... الان چی تو دلشه ... چه حسی نسبت بهتون داره .... یجورایی فکرش رو بخونید ! نه همه چیزو ! فقط چیزایی که به من ربط داره ! ولی مثل فیلمای تخیلی قدیمی میمونه که فکرش رو بخوام بخونم ! ولی لازم نیست که کسی فکر کسی رو بخونه ! اگه فکرا و هر چی که تو دلمونه بریزیم بیرون واسه هم ... بدون تغییر ... دیگه لازم نیست که فکر همدیگه رو بخونیم ! خیلی عالی میشه اگه 2 طرف بتونن یه عهدی با هم ببندن که مثل یه نفر کل چیزایی که فک میکنن رازه و تو دلشون باید نیگه دارن رو به نفر مقابلشون بگن ! البته اینکارو با کسی که واقعا دوسش داری باید بکنی نه اینکه به هر کسی رازای دلتو بگی... دوستاتو دسته بندی کن ... عمیق ترین رازای دلت رو واسه بالاترین درجه ی دوستیت بگو ... تو اون درجه فقط 1 نفره ... کم کم رازای کوچیکترت رو به دوستای صمیمی و همینطوری به دوستای خوب .. معمولی ... بد هم که نداریم ! البته منظور از افکار همه ی چیزایی رو که تو مغزته رو قرار نیست بگی ! مثلا اومدیم و تو , تو روز اول آشناییت با یه نفر یهو یه فکر میزنه به سرت که الان باهاش ازدواج کردی و 2 تا بچه هم داری ! خوب افکار مسخره میان و میرن ! حسی که تو دلته باید بگی نه هر افکار گذرا رو ! خوب این قضیه ازدواج و بچه رو که از مغز شریف یه لحظه رد شد تو روز اول بگی باید منتظر کتک یا یه فحش از طرف مقابل باشی ! بعدم بای بای ! فقط احساساتی رو که خودتون میدونید چه خصوصیاتی دارن (بستگی به طرفت داره) رو بگید ! طرف مقابلتون هم به اینکار تشویق کنید ... اگه جفتتون بتونید اینکارو بکنید (صادقانه) و ببینید که هنوز هیچ اختلافی ندارید بدونید که اون طرف عشق واقعیتونه و بهترین کسی که میتونه با شما مچ (Match) بشه هست ! الکی دروغ نگید که از طرف مقابل عشق واقعی بسازید ! چون آخرش خودتون ضرر میکنید ! خیلی چیزا ساده تر از این حرفاست ! یه روش دیگه هم هست برای کسایی که متوجه نشدن ! فقط سعی کن دوسش داشته باشی و امیدوار باش که اونم این سعی رو بکنه ! این هم روش خوبیه ! ولی یه کم به شانس و سرنوشت و طرف مقابل بستگی داره ! کلا روش اول ایمن تر بود ! و بهتر ! هیچ چیز تو یه رابطه مهمتر از صداقت نیست ! حتی فحشی که داره از ته دلش هم میده طرف خوشاینده D: ! سعی هم نکنید متفاوت یا استثنایی باشید ! چون همینطوری متفاوت هستی واسه طرف مقابل که از بین اینهمه تو رو انتخاب کرده ! حالا اگه سعی هم کنی که خودتو تغییر بدی و استثنایی ... فرشته ... متفاوت ... یا یه چیزی تو این مایه ها دربیاری ... چیزی که واقعا نیستی ... بیشتر از اونچیزی که طرف خوشش اومده دور میشی ...
فقط خودت باش ... حرف دلت رو بدون ترس بزن ... خدا با توئه ...
|